وای امان از دست این ساعت خسته کنندست
من مادرم را از چه کسی سراغ بگیرم
به چه کسی بگویم که بودم که شدم تنها کسی را که برایم مثل یک کوه پشتم بود دیگر ندارم
روزی که مادرم مریض شد کمرم شکست حاضرم تمام عمرم را بدهم مادرم خوب شود تا همه آدمایی که الان دارن به من میخندند خنده هاشان بی جواب نماند اشتباه نکنید من بچه ننه نیستم فقط چشم باز کردم فهمیدم که هیچکس مرا نمی خواهد جز مادرم
خدایا التماست میکنم بعد از ۶ سال مادرم را شفا بده

